سلام به همه دوستای خوبم دیگه به این آدرس بیاید من دیگخ با این وبلاگ کاری ندارم
l
hellboysatanboy.blogfa.comممنون از همه دوستان بای شیطون
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 4:39 توسط feri_6 4@نازنين جونم

سلام به تمام دوستای اقا فریبرز این نوشته داره توسط خود نازنین زهرا بدون اجازه فریبرز در وبلاگش نوشته میشه از تمام دوستایی که به این وبلاگ سر می زنند ممنونم اما از کسای که منو نفرین کردند می پرسم اخه شما که همه موضوع رو نمی دونید چرا الکی قضاوت نمی کنید از اون اول هم نمی خواستم که کسی این موضوع رو بفهمه حالا که همه فهمیند مهم نیست بله من به فریبرز جواب رد دادم ولی به این معنا نیست که دوسش ندارم حالا که همه می دونند بذار همه چیز رو بدونند من نمی دونم این وسط سارا جان چی میگند ولی همه بدونید که![]()
![]()
به هیچ کس دیگه هم اجازه نمی دم اونو ازم بگیره مگر این که خودش نخواد
اگه من جواب رد دادم فقط به خاطر این بود که مدتی بدون اون زندگی رو تجربه کنم و ببینم که چقدر طاقت میارم ولی........
دیگه هیچی نمی خوام بگم اما دیگه این موضوع به هیچ کسی ربطی نداره
فقط یه چیز دیگه می خواستم به گل خودم بگم
اگه هنوز حسی منوده زود زود خودتو برسون
من همیشه منتظرم
می خوای باور کن می خوای نکناینم بدون که این نوشته حتما توسط خودم نوشته شده مگر این که به غیر از من کس دیگه ای پستو داشته باشه
یه چیز دیگه هم می گم
اگه دوست داشتی این پستو پاک کن
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+
نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 2:17 توسط feri_6 4@نازنين جونم
|

يار گلم ستاره ي قشنگ من گوشه نشين بي صدا دامن شب بيرون بيا از يار درخشان گلم گل عروس آسمون تو حجره نيلي شب بي نور بي غزل نمون يار گلم ستاره خورشيد نشون تيره نشون شعله بزن روشن بمون از چشم تاريك نترس وقتي مياد راه بزنه چاله سياهسر راهت بكنه كمون مهتاب روبگير بشين رو اوج شب من با تيرآفتاب چشات عقاب چشماش رو بزن بزار هواي صبح تو به گوچه ما بزنه مشعل رعناي تنت طلسم نور وبشكنه بگذار يك چشمه روشني بجوشه تو غربت ما
سلام به همه اي دوستاي گلم امروز دلم خيلي گرفته نمي دونم
نمي دونم چجوري براتون بگم بزاريد بر سر اصلا موضوع امروز يكي از روزهاي بد زنگي منه
امروز كسي كه دوستش داشتم آب پاكي رو ريخت رو دستم حرف آخر رو گفت
حرف آخر مثل لحظه اي مرگم بود آره ديگه دوستم نداره حتي از روز اول نداشت
عيبي نداره بي خيال دل ما رو كي به دلف ما اهميت ميده كه اين دومي باشه
فقط از همه اي اوناي كه اين نوشت رو مي خونه فقط يه انتظار دارم كه براي نازي من دعا كنه
اونم اينكه براي زهراي من دعا كنيد از خدا بخوايد كه اون هر چي دوست داره بهش بده
فقط براش دعا كنيد
آرزوي منم اينه كه براي زهراي من هيچ مشكلي پيش نيادغم تو دلش نباشه چشماش باروني نشه
فكرش راهت باشه
فقط می خوام اینو بدونی روزاهاو شبا با خیالت زندگی کردم
زهرا جون من موفق باشي اصلا فكر من نباش
+
نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 4:14 توسط feri_6 4@نازنين جونم
|

بگي نگي روزا خيلي دلم تنگ برات بد جوري تنهام دوباره بي تو با اون رنگ چشات بگي نگي چند وقتي كه دلتنگيام زياد شده با تو بگم تو رو دارم بهمونه هام خيلي شده بخواي نخواي دوست دارم بياي نياي منتظرم بگي نگي روزا خيلي دلم تنگ برات بد جوري تنهام دوباره بي تو با اون رنگ چشات بگي نگي چند وقتي كه دلتنگيام زياد شده كاشكي تو گرماي نگات بغض يخيمو بشكنم حس كنم كه عاشقم شايد كه باورت كنم تو لحضه هاي خستگي سر رو شونه هات بزارم تو اوج بي كسي نياي به گريه عادت مي كنم 
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 2:9 توسط feri_6 4@نازنين جونم
|

پس بده عشقمو تا برم من واس جداي حاضرم كه من تنها تو بي دردي چرا خون به دلم كردي يه زندگي فداي تو شد فداي لحظه هاي تو شد بزار برم فراموشت كنم عزيزم دلمن ديگه تو رو لايقه عشق نمي دونه دلمن خسته شده نمي كشه نمي تونه تو يه خوابي تمومش كن بزار باشه چشاي من از اين راه پراز شعله ديگه بريده پاي من پس بده عشقمو تا برم من واس جداي حاضرم كه من تنها تو بي دردي چرا خون به دلم كردي يه زندگي فداي تو شد فداي لحظه هاي تو شد بزار برم فراموشت كنم عزيزم مي خوام برم شايد بتونم تو خاطرت زنده بمونم تا ترك آغوشت كنم عزيزم
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 0:56 توسط feri_6 4@نازنين جونم
|

بي تو اين روزاي روشن واس من تاريك و تاريك وقتي بي تو تك و تنهام زندگيم معنا نداره از همون روزي كه رفتم دل به هيچكسي ندادم فكر مي كردم ميرسيم يه روز تو بي كسيم به دادم گفتن لحظه ي آخرواس من همه ساله ديدن دو باره ي توفقط تو خوابو خياله لحظه هاي آخر توتوي قلب من مي مونه هيچكي مثل من بلد نيست قدر چشمات و بدونه رفتي و چشماي خيسم يادگاري از تو مونده بي وفايات هنوزم تو رو از دلم نرونده چشم براهت تو مي مونم تا كه برگردي دوباره مي ترسم وقتي كه نيستي دل من طاقت نياره گفتن لحظه ي آخرواس من همه ساله ديدن دو باره ي توفقط تو خوابو خياله رفتي اما خاطراتت توي قلبه من مي مونه هيچكي مثل تو بلد نيست دلمو بسوزنه تا وقتي كه زنده هستم چشم براه تو مي مونم تو ديگه رفتي كه رفتي نمياي پيشم مي دونم اما هر كجا كه هستي من تو دلت نگهدار با چشاي خيس و گريون من ميگم خدا نگهدار

به سلطان حقيقت ها فراموشت نخوام کرد
تو تنها شعله اي هستي که خاموشت نخواهم کرد
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 13:20 توسط feri_6 4@نازنين جونم
|

چقدر سخته تو چشاي كسي كه تمام عشقت رو ازت دزديد وبه جاش يه زخم هميشگي رو قلبت هديه داد.زل بزنيو به جاي كه لبريز، كينه و نفرتشي حس كني كه هنوزم دوسش داري . چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به ديواري تكيه بدي كه يه بار زير آوارغرورش همه وجودت لحه شده چقدر سخته تو خيالت ساعتها باهش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچيزي جز سلام نتوني بگي چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گونه هاتو خيس كنه اما مجبور بشي بخندي تا نفهمه كه هنوزم دوسش داري چقدر سخته گل آرزوهاتو توباغ ديگي ببيني وهزار بار تو خودت بشكني واون وقت آروم زير لب بگي ، گل من باغچه ي نو مبارك 
+
نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 19:37 توسط feri_6 4@نازنين جونم
|

کو آشنای شبهای من کو
دیروز من کو فردای من کو
شهزادی من رویای من کو
کو هم قبیله لیلای من کو
وقتی نو شتم عاشق ترینم
گفتی نمی خوام تو رو ببینم
برات نوشتم یه بی قرارم
با خنده گفتی دوست ندارم
رو بغض ابرا نامه نوشتم
قلبمو مهر نامه گذاشتم
با تو می گیره ترانه هام جون
وقتی نباشی می میره مجنون
چند روزه بارون داره می باره
بوی شکستن برام میاره
میگه غزل پوش تو رو نمی خواد
لیلای خوابت دیگه نمیاد 
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 21:59 توسط feri_6 4@نازنين جونم
|

اي كاشك ميشد فرياد بزنم
اي كاشك ميشد فرياد بزنم همه ي مردم بشنون ديگه از دست تو خستم اي كاشك ميشد قلبمو ميديد ببينيد كه چقدر جاي خنجر رو دلم هست .
اي كاشك ميشد خط به خط از نوشته هاي توي قلبمو بخونيد اي كاشك ميشد جلوي اين اشكامو بگيرم اي كاشك ميشد از دست من همه راهت ميشدن .
اي خدا ديگه بريدم
اي كاشك ميشد صدامو بشنوي اي كاشك ميشد حرفامو گوش كني اي كاشك ميشد تو رو ببينم
با من حرف بزن منم بندي توديگه نمي دونم چيرو بگم تا باور كني خستم ...با توم
خدا آره با توم .چرا بايد هرچي غم باشه مال من باشه مگه اين دل من چقدر جا داره؛تا كي ببينم زخماي دلمو بايد تا كي بكشم زخماي دلمو به اينور اونور .
هر كي جاي من بود تا حالا جا مي زد خودشو راهت ميكردو همه رو داغدار مي كرد.
آخ زخماي من شمردني نيست. ميگن براي مرد زشته كه حرفاي دلشو به كسي بگه مگه مرد چه گناهي كرده كه بايد غصه هاشو تو دلش نگهداره
باشه منم نميگم بزاريد توي اين دلم بمونه اونقدر بزرگش تا اندازه ای دنیا شه .
ديگه بسته منم مي دونم از اين به بد چي كار كنم

+
نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 15:17 توسط feri_6 4@نازنين جونم
|

نمي دونم چي بگم تا لياقت تو رو داشته باشه
هرچي فكركردم ديدم جزء دوست دارم به زبونم چیزی نمياد پس مامانم دوست دارم روزت مبارك ماماني من ![]()

+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 9:55 توسط feri_6 4@نازنين جونم
|

هنوزم چشماي تو مثل شباي پر ستارس هنوزم ديدن تو برام مثل خواب دوبارست هنوزم وقتي مي خندي دلم از شادي ميلرزه هنوزم با تو نشستن به هم دنيا ميرزه اما افسوس ترو خواستن ديگه ديره ديگه ديره اما افسوس دنخواستن دلم آروم نميگيره نميگيره تو گلي از سر ايونه تو پژمردو فرو ريخت شبنمي غم زده از گوشي چشمان منا ريخت دوري بين منو تو دوري ماهي درياست دوري بين منو تو دوري ماهو تماشاست

+
نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت 23:40 توسط feri_6 4@نازنين جونم
|

سلام ببخشيد هر چي فكر ميكنم چيزي پيدا نمي كنم كه قشنگ باشه تا براتون بزارم . منو ببخشيد من سعي ميكنم تا چيزي براتون پيدا كنم . پس فعلا باي تا ببينم اين مخم كار ميكنه يا نه به اميد ديدار بچه ها مطلب رو پيدا كردم به نام خدا بازم سلام دوستان من از همتون ممنونم كه منو ياري ميكنيد چند وقت پيش سوالي منو ديونه كرده بود كه از شما سوال كردم كه هركي يه چيزي گفت مثل: عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هرچه بيني عکس يار عشق يعني ديده بر در دوختن عشق يعني در فراقش سوختن عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني لحظه هاي ناب ناب وخيلي از اين حرفاي بيهوده خلاصه از همه ي اين حرفا
نفرت. دروغ. جداي . لجاجت . دوري .خشم .آتش .مرگ
وحشي . ديوانگي . ديگه نمي دونم چي بگم فقد همينارو ياد گرفتم
در نتيجه عشق يعني اينكه معشوقه رو از خودت دور كني و اونو زير پاهات خرد كني
+
نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386ساعت 21:55 توسط feri_6 4@نازنين جونم
|

به نام ........؟ سلام به تمام دوستان خوبم اوميدوارم هر جاي اين دنياي بزرگ هستيد موفق وپيروز باشيد راستشو بخوايد من يه سوالي داشتم نمي دونم جوابش چي هر چي فكر ميكنم پيدا ش نمي كنم نمي دونم اونو از كجا ميشه خريد يا از كي ميشه گرفت . اين سوال خيلي فكر منو مشغول كرده نه شب دارم نه روز خلاصه بگم كه چشماي نازنينتون خسته نشه سوالم اينه . نميدونم عشق يعني چي؟ دوستاي خوبم فقد خواهش ميكنم به سوالم جواب بديد مر30از شما دوستان فداي تك تك تون بشم دوستون دارم به اميد روزي كه همي ما بدونيم عشق يعني چي ؟ وبه اون عمل كنيم .![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 0:4 توسط feri_6 4@نازنين جونم
|

روز اول ------------- پسر : سلام دختر: سلام پسر : چطوري ؟ دختر: بد نيستم مرسي هفته اول ------------ پسر: سلام دختر: عليك سلام پسر: چطوري ؟ دختر: بد نيستم مرسي. تو چطوري ؟ هفته دوم -------------- پسر: سلام دختر: عليك سلام.چطوري پسر: قربانت. بد نيستم .تو چطوري؟ دختر: مرسي... خوبم . هفته سوم --------------- دختر: سلام ////// پسر: سلام. چطوري ؟خوبي ؟ دختر: مرسي خوبم. خيلي خوبم.ويك نگاه معني داربه پسر هفته چهارم -------------- دختر: سلام عزيزم چطوري؟ خوبي ؟ پسر:سلام عزيزدلم . مرسي.بد نيستم . تو چطوري؟ دختر: مرسي ميدونم؟ يه چيزي مي خوام بهت بگم . نمي دونم الان بگم يا بعد؟ پسر: بگو عزيز. دختر: نه .... حالا زوده .... باشه بعد؟ هفته پنجم ------------ دختر: سلام عزيزم. چيزي كه دفعه پيش مي خواستم بهت بگم اين بود كه دوستت دارم... عاشقتم..زندگي بدون تو براي من هيچ معني نداره . تمام آينده خودم رو با تو ميبينم . اگه تو نباشي زندگي براي من هيچه !!!!!!!! وكلي ديگه ازاين حرفهاي پوچ وصد من يه غاز! و پسر باور مي كنه!!!! . . هفته ششم ----------- . . پسر : امروز يه دختري تو خيابون اومد ازم آدرس پرسيد ، منم ..... دختر ديگه چي ؟ دلمو شكستي ! تو كه ميدوني من چقدر حسودم!چرا اين كارو كردي ؟ پسر : من كه كاري نكردم .... فقط جواب سوالشو دادم ! دختر: يه قول به من ميدي؟ پسر: آره دختر: قول بده ديگه با هيچ دختري حرف نزني. ... ... ... روابط سالم صميمي و رمانتيك ونه [...] ادامه دارد. ... ... ... ماه هيجدهم!!! ------------- دختر: برام خواستگار اومده ! پسر: غلط كرده .... دختر : چرا؟ خوب طوري كه نيست. اونم بالاخره آدمه ! پسر : تو چي جواب دادي بهش؟ دختر: هنوز هيچي! پسر : ما كلي قرار مدار با هم داشتيم، حالا ميخواي اونو بذاريش جاي من؟ دختر: يه چيزي رو ميدوني ؟ اون هيچوقت نمي تونه جاي تو رو بگيره ! پسر : من چيكار كنم ؟ دختر :نمي دونم !فقط به من فكر نكن !من اگه بدونم تو به من فكر مي كني يه آب خوش از گلوم پايين نميره !!!ببين ، برو زودتر زن بگير !!!! پسر : حسوديت نميشه ؟ دختر:نميدونم چرا ديگه از اينكه تو رو با دختر ديگه اي ببينم حسو ديم نميشه !!!!! پسر : [در فكر وخيالش] من:مي دونم چرا !!!! . . بعدش مدتي پسر از خاطرات خوش گذشته ميگه ودختر هم براي خالي نبودن عريضه سنت آبغوره گيري رو اجرا ميكنه! .... دوران خوشي دختر و دوران تحول پسر شروع ميشه ! .... ديد پسر نسبت به دخترها عوض ميشه ، قلبش نسبت به واژه هايي از قبيل دوستت دارم ، عاشقتم ، زندگي بدونه تو برام هيچه، و بقيه واژه هاي زيبا ولي پوچ اينطوري مقاوم ميشه ! سبك زندگيش عوض ميشه وخيلي تحولات ديگه ...! *********************** حالا اگر در آينده مورد مشابهي پيش بياد : روز اول ------------ پسر : سلام دختر : سلام پسر : مياي خونمون؟ دختر : نه ! پسر : مگه تو به من هعتماد نداري ؟ دختر : چرا ......... ولي خوووووووب! ......... در اينجا پسر مراسمي موسوم به مخ زني را انجام ميده و البته موفق هم ميشه .(علت موفقيتش بلد بودن انبوهي حرفهاي پوچ وصدمن يه غازه كه به تازگي از دختر ياد گرفته و لراي مخ زني كاربرد بسيار موثري دارد!) پسر : تو كه مي دوني من چقدر دوستت دارم ! دختر : آره.. ولي..... آخه ...... پسر : من قول ميدم براي خواستگاري بيام و بگيرمت !!!! دختر : جدي ميگي ؟ ( وقند تو دلش آب ميشه !) پسر : آره عزيزم زندگي بدون تو براي من معني نداره ! دختر : جدي ؟ ( اين دفع با يك نگاه عاشقانه به پسر !) پسر : آره قربونت برم !( با يك نگاه عاقل اندر سفيه به دختر !) يواش يواش دل دختر نرم ميشه وبالاخره رضايت ميده ! .... پسرر : پس بريم ! . . . عصر همان روز ----------------- زييينگ .......... زييينگ.......... پسر كه بعد از رفتن دختر به خواب عميقي فرو رفته بود ! در حاليكه خسته است با زحمت غر غر گوشي رو بر مي دارد! پسر : بله ؟بفرماين دختر : سلام پسر: سلام، چطوري ؟ دختر : مرسي ، باهات كار دارم ! پسر : تو كه يه ساعت نيس از اينجا رفتي !؟ دختر : مي خوام دو باره ببينمت !!! فردا بيام خونتون ؟!!!! پسر [ در حالي كه موفقيت بزرگي كسب كرده ] : چرا كه نه ؟ . . . . .----------------------------------------------------------------------
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 13:23 توسط feri_6 4@نازنين جونم
|

هیچکس منو دوست نداره از دختر متنفرم نفرين من براهت آرزوهام پشت سرت آرزو ميكنم يه روز تنهاي تنها باشي آرزو ميكنم تو از همه جدا شي نفرين من براهته تا روز آخر تا نبيني يه روز خوش تو زندگي از دختر متنفرم
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 9:31 توسط feri_6 4@نازنين جونم
|

تو به من بگو زشت! من به تو مي گم قشنگ! بذار جفتمون به هم دروغ گفته باشيم
+
نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 16:33 توسط feri_6 4@نازنين جونم
|

براي مردن افتادن از هيچ ارتفاعي لازم نيست ..
فقط کافيه که از چشماي تو بيفتم !

+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 14:30 توسط feri_6 4@نازنين جونم
|

این وبلاگ جدید من و دوستم http://hellboysatanboy.blogfa.com/ به اسم پسران جهنم
حتما بهش سر بزنید ممنون میشم

+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:15 توسط feri_6 4@نازنين جونم
|

قلب تو قلب یه سنگِ قلب من قلب یه شیشه حرفای تو مثل یه بادِ گفته ی من سکوت و خوابِ عشق تو عشق سراب عشق من رویای وصال راه تو همش گلایه برای من راهی جزء سکوت نمونده نگاه تو غروب خاک نگاه من آغاز راه دل تو
دل من پراز نیاز
رویای تو، تو خواب
رویای من سراب،خراب
راه من تو جدا
شب تو پراز ستاره
شب من بی فروغ
66666666666666666666666666666666666666666666666
+
نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 23:6 توسط feri_6 4@نازنين جونم
|

+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 18:53 توسط feri_6 4@نازنين جونم
|
